ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1459
سفرنامه شاردن ( فارسى )
جان مىسپارند از اين رو مردم هنگامى كه از بيمارستان كه آن را دار الشفا مىنامند سخن به ميان مىآورند با كنايتى تلخ و نفرتانگيز مىگويند دار الشفا دار الموت است . سه ديگر اينكه مردم مشرق زمين بر خلاف ما اروپاييان گدايان را به گرفتن صدقه عادت نمىدهند ، و چون اصولا مردم مشرق زمين به سادگى هرچه تمامتر زندگى مىكنند و احتياجاتشان زياد نيست در اجتماع ايشان افراد نيازمند و گدا بسيار اندك است . به ياد دارم يك روز كه در شهر با يكى از بزرگان معتبر و صاحب شخصيّت و روشن نظر حركت مىكردم سايلى پيش آمد و صدقه خواست . من از آن مرد شريف و قدرتمند پرسيدم شما ايرانيان كه به كرامت طبع و دستگيرى از بينوايان و نوع دوستى و مهمان نوازى شهرهايد از چه براى تيماردارى مستمندان و از پا افتادگان مركزى تأسيس نمىكنيد ؟ در جوابم گفت : در سراسر كشور ايران كسى كه فراهم آوردن نيازمنديهاى خود را نتواند ، و ناچار باشد گدايى كند وجود ندارد ، و اين سگ كه دنبال ما فرياد مىكشد موجود بىغيرت و پست و بىحميتى است كه از غايت خست طبع به ذلّت گدايى تن در داده است . به او نگاه كنيد و ببينيد بسى نمانده كه از پرخورى شكمش بتركد . مىگويند كسى به او رنگ زيب پادشاه مغول كبير كه در اين روزگاران بر كشور هند سلطنت مىكند پيشنهاد كرد كه در مملكت خويش براى رفاه حال بينوايان و فقيران و از پا درافتادگان آسايشگاههايى بسازد ، و او جواب داد : نه ، به وجود اين مؤسسات هيچ نياز نيست ، زيرا من چنان كشورم را آبادان مىدارم كه همه كس به رفاه و در غايت فراوانى نعمت زندگى كند و هيچ مستمند و گدا در سراسر مملكتم وجود نداشته باشد . گدايان ايرانى به راستى سخت بد منظر و مهيبند ، و به هنگام صدقه طلبيدن غالبا چنين دعا مىكنند : داغ فرزند نبينى ، قربانت شوم . در اصفهان بيمارستان ديگرى نيز هست كه نه از بيمارستانى كه شرحش گذشت بزرگتر است ، و نه وضع داخلى آن بهتر و منظمتر مىباشد . جلوتر و دور تر بازارى است كه مرتفعترين و درازترين بازارهاى شهر است و طولش از ششصد قدم درمىگذرد . در قسمت مقدّم آن آهنگران دكان دارند ، و در قسمت تالى چلنگران به ساختن آلات و ابزار كشاورزى ، زنجير ، تابهء نانپزى و تنورهاى مخصوص ييلاق اشتغال دارند ، وقتى صاحبان اين دكانها با هم به كار مىپردازند ، و بر روى قطعات فلزى چكش مىكوبند چنان صداى مهيب و گوشخراشى در بازار مىپيچد كه به راستى غير قابل تحمل است ، و مىتوان باور كرد كه اين وحشتناكترين صدايى است كه ممكن است در